حاج محمد تقى جورابچى
17
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
كه سال 1329 ه ق باشد ، در ماه ذيحجه [ نوامبر يا دسامبر 1911 م ] ، از طرف رشت [ روس ] قشون زياد وارد نموده ، [ قدرى را ] روانه قزوين و جمعى [ را ] اينجا نگاهداشته . دو هفته است بازارها بسته و اهالى سرگردان هستند . حالا روس به اين خيال افتاده كه در خانه حكومتى و تلگرافخانه دولتى را متصرف شود . » « 1 » به رغم اينكه حاج محمد تقى خاطرات خود را در فشار و تشويش مىنوشت متن خاطرات سبكى ساده و روان دارد . گهگاه از خلال متن خاطرات مىتوان به تشويشهاى نويسنده بر اثر وقايع سياسى يا مقولات تجارى پى برد اما همين متن نشان مىدهد كه او اغلب با توسل به ايمانش ، تعهدش به تجارت ، و احساس وظيفه نسبت به خود و خانوادهاش استوار مىماند . معذالك ، او همه پريشانىها و ترديدهاى موقت را در ذهنش به خوبى حلاجى كرده است تا آنها را از همان آغاز نوشتن با توسل به احكام اعتقادى درباره توانايى بالقوه و بالفعل ذهن آدمى براى فهم حكمت الهى پاسخ دهد ؛ و از اينگونه احكام و مشاهدات گونهاى معرفتشناسى اخلاقى استنتاج مىكند . بنابر چنين معرفتشناسىاى اگر چه ذهن آدمى از رسيدن به معرفت كامل به حقيقت عاجز است ، احكام اخلاقىاى كه از هدايت ايمان برخوردارند آدمى را بر صراط مستقيم حفظ مىكنند - استنتاجى كه نويسنده اغلب با نوعى يقين و هستىشناسى عملى به آن مىرسد . علاوه بر اين او از خانواده با يادآورى اهميت تداوم نسل ، بهعنوان نهادى ضرورى ياد مىكند و بر شأن خاص والدين و وظيفه آدمى در قبال آنان
--> شخصى و خانوادگى نوسان مىكنند . همچنين مىتوان گفت كه اغلب خاطرات بر دو گونه اساسا متفاوت هستند يكى شبه خاطرات كه در آنها نويسنده كوشيده است تا نكته يا نكاتى را اثبات كند از قبيل اينكه يك چرخش فكرى را توضيح دهد ( مثلا اينكه چرا نويسنده ناگهان تصميم گرفته است كه فلسفه را كنار بگذارد و همه سرمايه معنوى خود را صرف عرفانيات كند ) ؛ ديگرى خاطرات عمومىاى كه معمولا مجموعهاى از يادآورىها و تأملات شخص درباره زندگى ، زمانه ، خانواده و خويشان نويسنده را در طول دورانى مجسم مىسازند . نوشته حاج محمد تقى از گونه دوم است . براى تحليلى درباره چنين سبك روايى نگاه كنيد به : Introduction in Janaki Agnes Penolope Majumbar ( nee Bonnerjee ) , Family History , editerd and with an introduction by Antoinette Burton , New York : Oxford University Press , 2003 . ( 1 ) . خاطرات ، ص 158 .